از چی بگم؟...بهترم....یا شاید فکر می کنم که بهترم.....می دونی این نوسان آدم رو اذیت می کنه.....مثل نمودار سینوسی شده حال و روزم....
باید خوب باشم....خوب و بی خیال....باید از تو فکر و رویا و کابوس بیام بیرون....
دیشب باز قلبم به شدت درد می کرد....حتی تو سینما....با این حال بازم آخر شب یادم رفت قرصامو بخورم....واسه همینم دارم تاوانش رو می دم و الان دردش رو می کشم....
راستی اگه بودی و این روزها رو می دیدی چی می شد؟اگه می فهمیدی که من 69% افتادگی دریچه میترال دارم.....چی می شد؟....بگم خدارو شکر که نیستی و نفهمیدی؟....چون نمی تونم غصه خوردنت رو ببینم؟...ولی می دونی هیچکی اینجا غصه نمی خوره؟....نه اینکه بی خیال باشن....نه....ولی فکر می کنن باید بی اعتنایی و بی اهمیتی نشون بدن که قضیه بزرگ و جدی جلوه نکنه...و فکر می کنن این طوری من اهمیت کمتری می دم....ولی نمی دونن چقدر وضع قلبم خرابه و درد می کشم و به روی خودم نمی آرم....هر چند اگه تو هم بودی شاید همین کارو می کردی و بی اعتنایی نشون می دادی....ولی از درون داغون می شدی نه؟.....پس خدا رو شکر کنم که نیستی؟....می دونم دوای قلبم چیه....همون چیزیه که باعث بروز این بیماری شد....بعد از 20 سال یه بیماری قلبی مادر زادی خودش رو نشون داد....می دونی کی؟....دقیقا فردای همون روز شوم.....می دونی چی واسم ضرر داره؟.....استرس....غصه.....درد....رنج.....
چیزی که من اصلا ندارم نه؟......می بینی چه به روزم آوردی؟.....حالا حق دارم که بخوام بی خیال باشم یه نه؟.....دیشب یه دوستی می گفت پسرها خیلی زود و راحت تر از دختر ها فراموش می کنن.....تو هم مثل اونایی؟واقعا می تونی؟....از خدامه که فراموش کنی و بری دنبال زندگیت.....نباید یادم بره که خوشبختی و شادی تو بزرگترین آرزوی من راجع به توه!!!....
مریم؟....صدای فریادامو نمی شنوی نه؟....حق داری....کاش بودی....کاش بودی و به دادم می رسیدی....اگه تو بودی شاید این قصه یه جور دیگه تموم می شد.....اگه بودی نمی ذاشتی این اتفاق بیفته...نه؟....مهم نیست....خوشی و راحتی و بی خیالی تو هم بزرگترین آرزوی منه راجع به تو....واسه همینم هست که سکوت می کنم......
خدایا؟پس کی نوبت من می شه که همه ی اینا رو بذارم و برم و راحت شم؟......
عجب هوای ابریی....وای....تو هوای ابری دلم می گیره...بیشتر از همیشه.....
پی نوشت:چقدر چرند می گم.....وقتی اینجا می نویسم اونقدر بداهه و تو هم حرف می زنم که....عجب آشفته نویسی شدم!......خوب می شم....خوب می شم؟...